skip to Main Content
اثر فرهنگ بر زمان بندی بازار در گزینه های ساختاری سرمایه

اثر فرهنگ بر زمان بندی بازار در گزینه های ساختاری سرمایه

عنوان انگلیسی: The impact of culture on market timing in capital structure choices
سال نشر: ۲۰۱۴
نویسنده: Clara Maria Verduch Arosa, Nivine Richie
رشته های مرتبط: مدیریت، بازرگانی، بازاریابی
تعداد صفحه فارسی: ۲۸ – تعداد صفحه انگلیسی: ۱۵
شناسه: ۱۰.۱۰۱۶/j.ribaf.2013.06.007
دانشگاه: University of North Carolina Wilmington
نشریه: Research in International Business and Finance

چکیده

این تحقیق از ابعاد فرهنگی هافستد (۲۰۰۱) استفاده کرده است تا اثر پذیرش بازار بر ساختار سرمایه را بررسی کند. ما تعامل این ابعاد را با بازگشت سهام ، وکالت نامه امان برای زمان بندی بازار،آزمایش می کنیم. براساس نتایج نسبت بدهی به دارایی خالص بازار ما ، شواهدی را یافتیم که شرکت ها با کاهش نسبت بدهی به دارایی خالص اشان به زمان بندی بازار مشغول می شوند هنگامی که نرخ های سهامشان افزایش می یابد. علاوه براین ، ما دریافتیم که شرکت ها در کشورهایی با اجتناب عدم اطمینان بالا و فاصله قدرت دارای نسبت بدهی به دارایی خالص بازار کمتری می باشند و اینکه این ابعاد فرهنگی ارائه شده تا اثر زمانبندی بازار را کاهش دهد. این نتایج برای بازارهای توسعه یافته پایدار می باشند اما برای بازارهای نوظهور مختلط و درهم می باشند. در نگاهی براساس نسبت بدهی به دارایی خالص ، نتایج عموما پایدارند اما کمتر قطعی هستند. به علاوه اثرات فرهنگی درک مدیر از ریسک و پذیرش سرمایه گذار از سهامی که به تازگی صادر شده اند، ما نتیجه می گیریم که ابعاد فرهنگی بر درجه ای که شرکت می تواند ساختارهای سرمایه اش را اصلاح کند تا مزایای قیمت گذاری اشتباه بازار مورد ملاحظه را افزایش دهد، اثر می گذارد

Abstract

This study uses Hofstede’s (2001) cultural dimensions to investigate the impact of market reception on capital structure. We examine the interaction of these dimensions with stock returns, our proxy for market timing. Based on our market leverage results, we find evidence that firms do engage in market timing by reducing their leverage ratios when their share prices increase. Furthermore, we find that firms in countries with high uncertainty avoidance and high power distance have lower market leverage ratios and that these cultural dimensions serve to reduce the impact of market timing. These results are consistent for developed markets but mixed for emerging markets. On a book leverage basis, the results are generally consistent but less conclusive. To the extent that culture impacts manager perception of risk and investor reception of newly issued shares, we conclude that cultural dimensions impact the degree to which a firm can modify its capital structure to take advantage of perceived market mispricings

۵۰,۰۰۰ ریال – خرید
امتیاز شما:
(No Ratings Yet)
Back To Top